تبليغاتX
اول وآخرم یار...
آنانکه علی راخدادانند کفرش به کنار,عجب خدایی دارند...
زندگی شطرنج دنیاودل است

قصه ی پررنج صدها مشکل است

شاه دل کیش هوسها میشود

پای اسب آرزوهادرگل است

فیل بخت ماعجب کج میرود

درسرمابس خیال باطل است

مانسنجیده پی وزیر

غافل ازاینکه حریفی قابل است

مهره های عمرمن نیمش برفت

مهره های اوتمامش کامل است...

+ نوشته شده در  جمعه 1390/11/07ساعت 5:28 PM  توسط پیمان | 
بهترین روزدنیا...

۳/۱۱/۱۳۹۰


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/11/05ساعت 11:7 AM  توسط پیمان | 
ياعلي
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/02ساعت 5:17 PM  توسط پیمان | 
پ ا ی ا ن
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/28ساعت 10:21 AM  توسط پیمان | 
نيست بالاترازسياهي رنگ
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/25ساعت 4:24 PM  توسط پیمان | 

هرگزنخواب كوروش

دارا جهان ندارد
سارا زبان ندارد
رستم در این هیاهو
گرز گران ندارد
روز وداع خورشید
زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان
نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا
نامی دگر نهادند
گوییکه آرش ما
تیرو کمان ندارد
دریای مازنی ها
بر کام دیگران شد
دارا کجای کاری؟
دزدان سرزمینت
بر بیستون نوشتند
اینجا خدا ندارد!!
هرگز نخواب کوروش
بی نام تو وطن نیز
نام ونشان ندارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/25ساعت 3:56 PM  توسط پیمان | 

از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا كردی؟
گفت : چهار اصل

۱- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم
2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم
3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش كردم

4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم
زنده بادايران وايراني

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/25ساعت 3:50 PM  توسط پیمان | 
اي كاش ميساخت با...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/19ساعت 5:10 PM  توسط پیمان | 
سلام دوستای خوب من امیدوارم درسلامتی کامل به سرببرید هو...

حالتون خوبه؟الحمدالله

راستش حرفی واسه گفتن ندارم یعنی ازنابسامانی های این روزگارهرچی بگی بازم کمه بهمین خاطراگه چیزی نگی سنگینتری قصدعرض سلام وادب بود که خداروشکرمهیاشد.

پس فعلا...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/12ساعت 11:6 AM  توسط پیمان | 
میشود گاهی برای عاشقی هم دیر کرد

مثل خیلی کارها در آن کمی تاخیر کرد

نردبان عشق را صدتا یکی بالا نرفت

لااقل اندازه ی هر پله اش تغییرکرد

میشود محض تنوع دوستت دارم نگفت

ابتدامعنای آن را پیش خود تفسیر کرد

تا نگویند آه این نادان چه بی ظرفیت است

میتوان باصبر بد گویان خود تحقیر کرد

میشود تنها نگاهی کردوکلی حرف زد

بعد هم ساکت نشست و تکیه بر تقدیر کرد

میشود وقتی که او با دیگری هم صحبت است

چشم ها را بست و خودرا خارج از تصویر کرد

میشود عاشق ترین بود و کلامی هم نگفت

مثل ماهی بی صدا در دست دامی گیر کرد

میشود هر نیمه شب بیدار بود از عاشقی

خواب های عاشقی را با غزل تعبیر کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/07/24ساعت 5:26 PM  توسط پیمان | 
 به اين ميگن كاميون...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/06/10ساعت 7:24 PM  توسط پیمان | 
سلام شخص محترم.میدونم که میای به وبم.من هیچ قصدی نداشتم.فقط خواستم تنهانباشی.فکربد ورت نداره من ازاونایی که فک میکنی نیستم.بازم اگه میل داشتی وخواستی این بنده حقیردرخدمتگذاری حاضراست.اینم تلفن تماسم که یه وقت نگی گوش ماروزدورفت.۰۹۱۹۸۶۶۲۳۶۲نجفی
+ نوشته شده در  شنبه 1390/05/08ساعت 8:57 PM  توسط پیمان | 
سلام گرامیان محترم.بایدبه خدمتتون عارض شم که اینجانب راننده بنام پادشاه وبرای پادشاه عازم جنگ میباشم. دراین جنگ من به فرماندهی لشکری که هیچ سربازی نداره منسوب شدم.اما...اماکسی درغیاب من جانشینم خواهد بود.دوست عزیزم جانی تراکتور.

دوستای عزیز من برای مدتی بایدبرم عسلویه.این مدت که نیستم امیرعلی وب رو میگردونه.امیریکی ازبهترین دوستای دوران دبیرستانمه.پس فعلا بای.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/26ساعت 11:3 AM  توسط پیمان | 
+ نوشته شده در  شنبه 1390/04/25ساعت 7:50 PM  توسط پیمان | 
سلام یه خبردارم راسیتش میخوام ماشینمو بفروشم الان بنگاهه.البته توکرمانشاه.گفتم حالا به شماهم خبربدم شاید فامیلی دوستی آشنایی رفیقی خلاصه کسی روبشناسیدکه دنبال کامیون کشنده باقیمت مناسب بگرده.

ماشین من ایویکو۳۳۰-مدل ۱۳۷۴-رنگ سفید روغنی باخط قرمزونارنجی-محورجلوتیوبلس۲۲.۵-دومحورعقب چرخ۲۰سه تکه-بچه شاسی هم روشه-لاستیک جلو۹۰درصدولاستیکهای عقب هم ۶۰الی۷۰درصدهستن.البته ناگفته نماندزیرجلوپنجره ماشین کمی رنگ داره که خیلی جزییه.

من که خودم۶۸تومن روش گذاشتم حالا کسی خواست بالا پایین داره.

شماره تماس ۰۹۱۹۸۶۶۲۳۶۲


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/04/23ساعت 6:48 PM  توسط پیمان | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/04/22ساعت 6:46 PM  توسط پیمان | 
نمیدونم این ماشین چی چی داره که من حاضرم به جای اینکه بابت رانندگیش پول بگیرم یه پولی هم بدم تافقط بذارن پشت فرمونش بشینم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/04/22ساعت 6:34 PM  توسط پیمان | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/04/20ساعت 6:51 PM  توسط پیمان | 
حقیقت
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند / ديو هستند ولي مثل پري مي‌پوشند / گرگ‌هايي كه لباس پدري مي‌پوشند / آنچه ديدند به مقياس نظر مي‌سنجند / عشق‌ را همه با دور كمر مي‌سنجند / خب طبيعي ست كه يك روزه به پايان برسد / عشق‌هايي كه سر پيچ خيابان برسن...
 
دهقان فداکار پیر شده ، چوپان دروغگو عزیز شده ، شنگول و منگول گرگ شدن ، کوکب حوصله ی مهمون نداره ، کبری تصمیم گرفته دماغش رو عمل کنه ، حسنک گوسفنداشو ول کرده تو یه شرکت آبدارچی شده ، شیرین خسرو و فرهاد رو پیچونده و گفته قصد ازدواج نداره ، رستم اسبش رو فروخته یه موتور خریده و با اسفندیار میرن کیف قاپی...
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/19ساعت 6:20 PM  توسط پیمان | 
سلام رفقا خوبین خوشین خب خدااین خوشی رونگیره ازتون.

میخواستم بگم که الان تو این لحظه چه حالی داره که بدویی و مامان جونتو بغل کنی واقعاجای مادرروهیچکی نمیتونه پرکنه توزندگی آدم حتی اگه یاروفرشته الهی باشه.مادرم جات واقعاخالیه.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/04/06ساعت 5:5 PM  توسط پیمان |